من به تو اعتماد کردم، پس به حرفام گوش کن
تنها من نبودم
من با تو می مونم
هیچ وقت نمی خوام
شعری بی تو بخونم
****
شادی قلب تو
مرحم درد من
یه لبخند کوچیک تو
دلیل زنده موندن من
****
خاطره ی نگاهت
نوازش صدایت
همه برای من شد
داستان یک رفاقت
****
برای راه رفتن
چیزی تو فکر ندارم
ولی می دونم، که بی تو
چقدر بی پناهم
****
به یاد من بمون تو
حتی اگر نموندم
منو فراموش نکن
حتی اگر باهات نخوندم
+
نوشته شده در دوشنبه 26 شهریور1386ساعت 11:33 بعد از ظهر توسط مسعود
|
Make your wishes now
May GOD come take them
But how?!
Open eyes
Take my hand
I’ll be your strength, if you weak
I’ll give you hope, if you lost
Catch me I’m near
As I’ve always been
Days pass,
I didn’t change
Nights forgotten,
Am I never mistaken?!
Who was me
Could you ever remember?!
Am I lost
Could you ever remember?!
No more do you need me?
Near, touch, Hear
Never let my mind be free,
These thoughts of me
Ever be mistaken
Can I ever be understood?
Who could touch
Who would see true
All wise,
Over and over I fall
Without you,
Him,
Anyone but someone
Even be near me
Till the day
You see me
From far away
Come near me
May all that, come true!
Was I ever mistaken?
Anyone see true,
Ever,
All wise.
+
نوشته شده در دوشنبه 26 شهریور1386ساعت 11:15 بعد از ظهر توسط مسعود
|
Cry little man, cry
Let a tear fall
yes, just cry
that’ll clean you all
let your soul fly
remember the GOD, recall
your past,
rise and falls.
Let go of all your fears
Don’t be afraid to fall
Cuz he’s who catches us
All
Watching us,
Helping us
All.
Don’t ever think of falling down
You’ll be lighter by then
You’ll learn how to rise
You’ll fly
Cuz he’s who loves us
A lot.
+
نوشته شده در دوشنبه 26 شهریور1386ساعت 11:9 بعد از ظهر توسط مسعود
|
Wanna remember the day,
That day
You gave me a precious,
So dear, a gift
Life…
You,
gave birth to me
You,
gave all I’m worth having
Me,
Can’t remember the day,
But just trying to imagine…
Me,
Drawing lines, shapes just to
Show the beauty you create
But,
They’re just illusions
After all, something’s missing
I’m confused
Amazed of the way you do it,
It seems perfect but there’s
Something missing in me,
You put love in your art
How can I show,
The beauty of love you create…
please , please help
cuz I’m missing that precious thing
can’t finish my illustration
I’m confused
But how can this be…
You put love into your art…
+
نوشته شده در دوشنبه 26 شهریور1386ساعت 11:7 بعد از ظهر توسط مسعود
|
تا حالا شده به این فکر منی که چقدر از خودت و زندگی که برای خودت ساختی خوشت میاد؟!
به نظر من تو زندگی آدم دنباله بهتر شدنه به چند دلیل (که یکی از اون دلایل به نظر من حسادته! اصلا فکر نکن که این صفته بدیه). (آدما) وقتی کسایی رو اطرافشون می بینن که خیلی از خودشون موفق ترن یا تو زندگیشون خیلی موقعیتهای بهتری نسبت به اونا داشتن احساس حسادت میکنن. می خوان که پیشرفت کنن. همه می خوان پیشرفت کنن. ولی راه رو بلد نیستن. اگرم بلد باشن شاید تلاشی براش نکنن. حتی اگرم براش تلاش کنن شاید استقامتی تو راهشون نداشته باشن... ولی اگه همه این چیزا کناره هم باشه میدونی چی میشه!!! اونوقت بهآرزوی همیشگیت میرسی به اون جایی که همیشه دوست داشتی لمسش کنی!!!
خوبیش اینه که تو این راه یه سری محرک هایی هم هست که باعث میشه اگه وسط راه بریدی بتونی دوباره جون بگیری و به راحت ادامه بدی. یکی از این چیزا اینه که ببینی کسایی که قبلا دنبال تو بودن الان دارن جلوتر از تو قدم میزارن و تو فقط داری جای پاهاشونو میبینی...
حالا نظرت چیه، به نظرت اینا ارزش امتحان کردن نداره، خوشت نمیاد از این به بعد این لحظه هایی رو که و زندگت داری رو بهتر بگذرونی...
+
نوشته شده در یکشنبه 25 شهریور1386ساعت 10:3 بعد از ظهر توسط مسعود
|
یادمه یه آرزو بود
همیشه موندن با هم
واسه زخم دل تنهام
یادمه تو بودی مرحم
--------------
ولی اون روزا گذشته
دیگه نیستی که بدونی
کاش میشد بهت می گفتم
من می خوام پیشم بمونی
-------------
با یه دنیا اشک و غصه
نمیخوام بی تو بمونم
توی این غروب دلگیر
شعر رفتنو بخونم
------------
ولی اون روزا گذشته
شاید از یاد تو رفتن
کاشکی بودی و می دیدی
من هنوز عاشقت هستم
----------
من صداتو نشنیدم
نم اشکاتو ندیدم
توی آشیونه قلبت
من نموندم و پریدم
ولی امروز یاد عشقت
منو تنها نمیذاره
لحظه های بی تو بودن
تو رو یاد من میاره
------------
من همونم که چشاتو
پر اشک و گریه کردم
حالا راه شهر عشقو
من نرفته بر میگردم
-----------
بر میگردم تا همیشه
قدر احساسو بدونم
شایدم همیشه باید
بی تو من تنها بمونم
-----------
من صداتو نشنیدم
نم اشکاتو ندیدم
توی آشیونه قلبت
من نموندم و پریدم
ولی امروز یاد عشقت
منو تنها نمیذاره
لحظه های بی تو بودن
تو رو یاد من میاره
------------
سیروان خسروی
+
نوشته شده در یکشنبه 25 شهریور1386ساعت 9:22 بعد از ظهر توسط مسعود
|