تبليغاتX
هفت آرزو
من به تو اعتماد کردم، پس به حرفام گوش کن

قلب من

مشتاق رسیدن به کدام ساحلی؟

آن ساحل بیکران در درون توست

آب کدام چشمه را میجویی

تا آتشت فرو بنشاند؟

آب های بهشتی در درون توست

قوی باش,

بی باک

و

خاموش

به درون خود بنگر

بی درنگ او را خواهی یافت ...

+ نوشته شده در پنجشنبه 27 تیر1387ساعت 10:29 بعد از ظهر توسط مسعود |

بازم سرخی دیگر بر دفترم

گاهی صدای رد آشنایی بر دلم

خواهم خواند از عشقی در سرم

تا رسد آن آشنا سرانجام بر رهم ...

+ نوشته شده در چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 9:59 بعد از ظهر توسط مسعود |

این ترانه رو نمیدونم کی گفته ولی میدونم که "بنیامین بهادری" برای فیلم "گرگ و میش" خونده,
برای گرفتن این آهنگ اینجا رو کلیک کنید ...

 

 

یه فرشته

لب دریا

مثه رویا

وای چه زیبا

یه فرشته

پاک و معصوم

وای چه آروم

انگاری

همین حالا اومده دنیا

یه تولد

لب ساحل

یه تبسم

از ته دل

یه آدم

که دیگه نیست

تنهای تنها

 

 

یه فرشته

که با گریه هاش نوشته

همه فرشته های گم شده

پیدا بشن

دنیا بهشته

همه فرشته های گم شده

پیدا بشن

دنیا بهشته ...

 

+ نوشته شده در سه شنبه 25 تیر1387ساعت 11:57 قبل از ظهر توسط مسعود

 

تولدت رو

پیدا کردن وجود با ارزشت رو

جشن میگیرم

تا یادم بماند معجزه خنده ای که خدا

روزی به من هدیه داد

تو که برای من نوید بخش روز تازه ای هستی

تو

ای امید

ای هستی

ای شگفتی

تک ستاره روشن شبهای غم,

بهار دل غمگین من,

تو تک راز دل تنگ من,

تو ای

سوی چشمهای خسته و تار من

تو ای

تنها شاخه گل خاطراتم

تو تنها دلیل بارون

چشمم ...


+ نوشته شده در پنجشنبه 20 تیر1387ساعت 10:3 بعد از ظهر توسط مسعود

با من بمون

حتی اگر دور از منی,

حتی دور از تن و بدن

هنوز نوازش روح منی,

 

با من بخون

تو, برام ترانه ای

تو که برای خنده هام

تنها بهانه ای

 

از من نبر

چون تو درون خونمی

بند بند بدنم و

تار و پود وجودمی

 

با من بمون

حتی اگر فقط خاطره ای

در عین نبودِت, برای من

یکی عشق خاطره ای ...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 20 تیر1387ساعت 1:17 بعد از ظهر توسط مسعود |

نمیذارم شکوفه های صورتت

به خاطرم

پژمرده شَن,

نمیذارم اشکای غم

از چشات

از دست من جاری بشَن,

میخوام که

لحظه لحظه

عمرم رو

صاف و ساده شَم,

حتی اگر

یه روز

یه لحظه

بیشتر زنده باشم

میخوام برای تو و خدا عاشق باشم ...

+ نوشته شده در شنبه 8 تیر1387ساعت 8:34 بعد از ظهر توسط مسعود |

من اشتباه کردم

آره باز همین دیروز بود

که من خطا کردم،

قرار بود پناهت باشم

ولی دستتو رها کردم

میخواستم کنارت باشم

ولی راهمو از تو جدا کردم

با تمام جون عاشقت بودم

اما سرد و نا امیدت کردم

منو ببخش

من اشتباه کردم ...

+ نوشته شده در شنبه 8 تیر1387ساعت 8:31 بعد از ظهر توسط مسعود |